السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
427
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
اين سفر يك خورجين پر از جنس و يك ظرف طلاكارى شده و گردنبندى براى فروش در يكى از بازارهاى عرب همراه داشت ، تا اينكه به شدت بيمار شد . هنگام مرگ اموال خود را به ابن بيدى و ابن ابى ماريه داد و از آنها خواست كه به دست وارثانش برسانند . آنان وقتى به مدينه آمدند آن ظرف و گردنبند را برداشتند و بقيه اجناس را به وارثان وى تحويل دادند وقتى خانواده تميم ظرف و گردنبند را در ميان وسايل نيافتند ، به آن دو نفر گفتند : آيا خويشاوند ما مدت طولانى بيمار بود كه مال بسيارى براى آن هزينه كرد ؟ آن دو گفتند : نه بيش از چند روز اندك بيمارى وى طول نكشيد . خانواده تميم گفتند : آيا در اين سفر چيزى از وى به سرقت رفت ؟ آن دو گفتند : نه . گفتند : آيا تجارت زيانبارى انجام داد ؟ آن دو گفتند : نه . آنها گفتند : ما باارزشترين چيزهاى او را نمىيابيم ، ظرف طلاكارىشده كه جواهرات در آن به كار رفته و گردنبند . آن دو گفتند : هرچه او به ما داد به شما تحويل داديم . خانواده تميم آن دو نفر را نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آوردند و آن حضرت آنان را سوگند داد . آنها نيز سوگند ياد كردند و پيامبر صلى الله عليه و آله رهايشان كرد . سپس آن ظرف و گردنبند نزد آن دو نفر مشاهده شد . خانواده تميم نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! آنچه ما ادعا مىكرديم نزد ابن بيدى و ابن ابى ماريه مشاهده شده است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين باره منتظر حكم خداوند شد تا اينكه خداوند تبارك و تعالى اين آيه را فرو فرستاد : « اى كسانى كه ايمان آورديد ! در صورتى كه مرگ يكى از شما فرارسيد هنگام وصيت دو نفر عادل از خودتان بايد گواهتان باشند يا دو نفر از غير خودتان در صورتى كه در مسافرت مصيبت مرگ به سراغتان آيد . » پس خداوند شهادت اهل كتاب را تنها در مورد وصيت آزاد گذاشته ، وقتى در مسافرت باشد و مسلمانى نيابد . « و [ در اداى شهادت ] اگر به آنان بدگمان هستيد ، پس از نماز آنها را نگهداريد تا به خداوند سوگند ياد كنند كه : « ما بيان حقيقت را به هيچ بهايى نمىفروشيم ، هرچند [ به زيان ] بستگانمان باشد و گواهى خدا را نمىپوشانيم كه در اين صورت حتماً از گناهكاران خواهيم بود . » اين گواهى نخست است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن را اجرا كرد . « اگر معلوم شد كه آنان گناهكارند . » يعنى سوگند دروغ ياد كردند . « دو نفر ديگر به جاى آنان قرار مىگيرند . » يعنى از نزديكان مدعى . « از كسانى كه دو نفر اولِ نزديك به ميّت به آنها خيانت كردند ، آنگاه به خدا سوگند ياد مىكنند . » به خدا سوگند ياد مى كنند كه آنها نسبت به دو نفر اول به اين ادعا سزاوارترند و آن دو سوگند ، دروغ ياد كردند .